الشيخ فاضل اللنكراني
114
اخلاق فاضل (فارسى)
دهد ، علاقه دارى ؟ آيا از آنچه كتاب الله تعالى و روايات معصومين : تو را از آن مىترسانند خوف دارى ؟ آيا نسبت به خطرات عالم آخرت - كه گريبان انسان را مىگيرد - بىتفاوت نيستى و واقعاً از جهنم و دركات آن وحشت دارى ؟ اگر اينچنين هستى و خودت را در مسير اجراى همهء جنبه هاى كتاب الله تعالى مىبينى - چه از نظر عمل و طرز فكر ، چه از نظر حالات خوف و مسرّت ، چه از نظر علاقه و عدم علاقه ، « فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ » - اين راه را ادامه بده و بشارتى براى خودت بدان كه در اين راه هستى و به طرز تفكر مردم نسبت به خودت ، ترتيب اثر مده ، بگذار هرچه دربارهء تو مىخواهند بگويند ، هيچ ضررى به تو نمىرساند و هيچ نقصى براى تو نخواهد بود . اما اگر - نعوذ بالله تعالى - در مقابل كتاب الله تبارك و تعالى و قرآن مجيد و احكام اسلام قرار گرفتهاى ، نه از جهنّم وحشتى دارى ! و نه به بهشت رغبتى ! ، نه به اعمالى كه قرآن كريم به آنها تحريص و ترغيب مىكند ! ، رغبتى هست و نه به مسائلى كه از آنها تزهيد مىكند ، زهد مىورزى ! در اين صورت چه چيزى تو را مغرور كرده ، به خودت مىبالى و براى خودت حساب باز مىكنى ؟ ! كسى كه خداى ناكرده در جهت خلاف قرآن كريم گام بردارد ، اگر همهء عالم هم او را انسان خوبى بشناسند ، واقعيّت بد او را تغيير نمىدهد « 1 » ؛ زيرا در حقيقت تمام ملاك عبارت از
--> ( 1 ) . عن ابى عبدالله ( ع ) : هِشَامُ ! لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ جَوْزَهءٌ وَ قَالَ النَّاسُ : لُؤْلُؤَهءٌ مَا كَانَ يَنْفَعُكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَهءٌ وَ لَوْ كَانَ فِى يَدِكَ لُؤْلُؤَهءٌ وَ قَالَ النَّاسُ : إِنَّهَا جَوْزَهءٌ مَا ضَرَّكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَهء . ( بحارالأنوار ، ج 1 ، باب 4 ، ص 136 ) اى هشام ! اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند : مرواريد است ، به تو نفع و سودى نمىرساند و حال آنكه مىدانى آن گردو است و اگر در دستت مرواريد بود و مردم گفتند : آن گردو است ، ضرر و زيانى به تو نمىزند و حال آنكه ميدانى آن مرواريد است ( خلاصه اينكه عاقل به مدح و ستودن مردم مغرور نمىشود و فريب نمىخورد و به تعريف و تمجيد ايشان افتخار و سرافرازى نمىكند ؛ زيرا مدح و ثناى آنان بيشتر از روى حقيقت و درستى نبوده و نيست ) .